به دبستان پسرانه غير دولتي پارس انديش خوش آمديد.

 

بسم الله الرحمن الرحيم
امام علي عليه السلام :
گشاده رويى، سبب دوستى و محبّت است.
 
برترين هاي مسابقات ورزشي
 
ايليا حيدري     ژيمناستيك
رضا علي پور     ژيمناستيك
اميررضا سيفي    ژيمناستيك
مسيح صميمي          شنا
امير حسين اشرفيان   شنا
آريان نادي          شنا
 محمد كيا تقي پور    رزمي
پويا ميرزايي عليا   كشتي
  

 

متن سرود انقلابي, سرودهاي دهه فجر

 
 
 

 

 

از چهار جشن زيباي ايران باستان در روز هاي اول ، هشتم ، پانزدهم و بيست و سوم دي ماه ، امروزه تنها جشن اول ديماه (شب يلدا) به عنوان نخستين روز چله يا نخستين شب زمستان ( پايان برج قوس، آغاز جدي ) و درازترين شب سال باقي مانده است كه اين تنها بازمانده جشن دي باستاني نيز بدليل عدم آشنائي با آداب و سنن و چرائي اش در گذر دستخوش تغيير تدريجي و نهايتا استحاله است و عجيب تر آنكه برخي از آداب و رسوم آن در خارج از مرزهاي كشور با وارد شدن در فرهنگ ديگر ملل به اعتراف محققان و مورخان همچنان در حال حفظ ، ترويج و تقويت است بعنوان مثال مراسم قاشق زني شب چله ، در غرب با عنوان مراسم Trick  treat يا شب هالووين و سنت پخت بوقلمون شب يلداي لرستان ( در مراسم بوقلمون پزي روزشكرگزاري THANKS GIVING DAY) و يا همزادي و تقارن زماني برگزاري جشن يلدا (به معني تولد) با زمان كريسمس و بهانه تولد حضرت عيسي و يا جشن ايلانوت يهودي ها و .... 

 

به هر ترتيب نكته زيبا و بيادماندني بلندترين شب سال در اين است كه همه ايرانيان اعم از فارس، ترك، كرد، لر، بلوچ و عرب ( و همچنين غربي ها روزهاي همزاد آن در كريسمس و شكرگزاري) شب يلدا را شب جشن، شادي، دور هم‌نشيني ، دوستي و صداقت مي‌دانند. 

 

يلدا (جشن زايش مهر) از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است . واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا ) و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير ) مي دانند .

 

اجداد ما اين شب را تا به صبح به جشن و پايكوبي به گرد آتش نشسته و با سفره رنگيني از ميوه‌هايي چون هندوانه، خربزه، انار، سيب، خرمالو و به ، به استقبال فصل زمستان مي رفتند. اين ميوه ها در آن زمان هركدام بار معنايي نمادين خود را داشتند، هندوانه كه قاچ‌هاي مدور مي‌خورد چون خورشيد، يادآور گرماي تابستان و فرو نشاندن عطش بود، انار با صندوقچه اي از دانه‌هاي مرواريد سرخش ، (سرخي نمادي از تناسل نسل و زايش بود) و شب چره‌ و آجيل هايي كه با شكستن آن شادي را با خود به همراه مي‌آورد. 

 

بدون شك شناخت آداب و رسوم طولاني ترين شب سال در ميان يكي از قديمي ترين اقوام ايران باستان (لر ها) سبب آشنايي بيشتر با فرهنگ ايران باستان و رسوم آباء و اجدايمان خواهد شد . 

 

 آداب و رسوم شب يلداي لرستان

«قار» (GHAR) در زبان لري و لكي بمعني «داد و فرياد» و «قاره» (GHARA) بمعني «صداي بلند» است . برخي از دوستان ريشه «اول قاهاره »يا «اول قارّه» را از كلمه عربي « ليله القاره» خوانده اند . در حالي كه بنوشته دهخدا عرب واژه اي بنام « يوم قار» نيز دارد كه معني آن روز خنك . (منتهي الارب ). و يا روز سرد. (مهذب الاسماء) است . 

 

كلمه «قار» در زبان عربي عموما به معني «قير» يا صفت «قيراندود كردن» چيزي بكار برده شده است . بنوشته دهخدا :

«قار به فارسي مشهور به قير است و آن از زمين با آب گرم از چشمه ها مي جوشد. سياه مايل به سرخي و اصل آن بعضي صلب و برخي سيال مي باشد و با قدري خاك نيز طبخ مي دهند تا بتوان بر كشتي و امثال آن اندود. و قوتش تا سي سال باقي است .» 

 

دل موافق رايت چو برف باد سپيد           رخ مخالف جاهت سياه باد چو قار

فردوسي نيز در شاهنامه «قار» را بمعناي سياه بكار گرفته است :

 كزو گشت هامون چو درياي قار        درآمد به جنبش زمين از سوار

چو خورشيد سر برزد از كوهسار       بگسترد ياقوت بر پشت قار  

 

از سوئي قار (GHAR) در زبان تركي بمعني « برف » مي باشد :  

چشم اين دائم سپيد از اشك حسرت همچو قار       روي آن دائم سياه از آه محنت همچو قير      

روز خصمت سياه باد چو قير            روي بختت سپيد باد چو قار 

 

در هر حال شب يلدا در لرستان با دو نام « شو چلّه » و « شو اول قارّه (قاهاره)» ضمن ان كه دربردارنده معني و مفهومي جامع از كلمه «قار » با تمام صفات ريشه عربي و يا تركي آن اعم از «سياهي » براي شب يلدا يا «سردي و سپيدي برف» براي اولين روز زمستان است در عين حال بعنوان يكي از شب هاي بياد ماندني جشن و شادماني است كه كليه افراد فاميل اعم از كوچك و بزرگ و زن و مرد همچون اجدادشان با نشستن و جمع شدن بدور يكديگر و خواندن شعر و ترانه(شوهنومه خووني) ، گرفتن فال (چل سرو) ، ميل نمودن آجيل مخصوص (گنم برشته و گنم شير) ، تعريف افسانه (اميل و مميل) ، متل ( قصه گويي ) و بالاخره دو بازي و سرگرمي (چارشو دُر كني و قاشق زني) ضمن شب نشيني ، ديد و بازديد و شادماني با يكديگر خود را آماده استقبال از زمستان سرد (و پر بركت ) مي كنند.  

 

معمولا اكثر روستانشينان و عشاير لك و لر پيشتر گوسفندي را براي مراسم اين شب كنار گذاشته ( كشتي  KOSHTI ) و آن را تا شب چله پروار مي كنند كه در اين شب براي مهيمانان ذبح خواهند كرد. در زير تا جايي كه خاطرم ياري كند اصطلاحات مربوط به شب چلّه و معاني هر كدام را مختصرا شرح خواهم داد.  

 

اول قاره (AVAL GHARA)  اولين شب زمستان ، شب يلدا.  

چلّه (CHELLA)  روز چهلم تولد يا مرگ هر كسي است ، زه كمان. ( قوم لر و لك زمستان را به سه بخش چلّه گپه ، چله كوچكه و نوروز مون يا به عبارتي چله بزرگ كه شامل چهل روز اول زمستان ، چلّه كوچك شامل بيست روز بعدي زمستان و نوروز ماه شامل ماه پاياني زمستان مي باشد . )  

چله (CHELA)   ريسمان مخصوصي است كه از موي بز بافته مي شود.  

چلّه گَپه (GAPA)  يا چله بزرگ كه همان 40 روز اول زمستان از اول دي تا 11 بهمن است.  

چلّه كوچكه (KOCHKA)   يا چله كوچك از 11 بهمن تا اول اسفند.   

 

چارشو دُر كني (CHAR SHOW DORR KONI) :  چادر آويزان كردن، مراسم ويژه شب يلدا كه بچه ها در آن با آويزان كردن چادر يا شال و يا گلوني (سربند زنانه لري) از بام خانه ها از همسايه ها درخواست شيريني و تنقلات شب يلدا را مي نمايند.  

گندم برشته يا گنم شير (GHANEM SHIR) :  گندم را به تنهايي يا پس از مدتي خواباندن در شير برشته كرد و با كشمش، كنجد، شاهدانه، گردو و فندق مخلوط مي كنند.   

چل سرو ( CHEL SERU) : فال چهل سرود كه در آن يكنفر تسبيح مي اندازد و هر كدام از حاضرين يك شعر به زبان لكي مي گويند و آخرين دانه تسبيح يا همان چهلمين بيت شعر نيت اصلي گيرنده فال است. كه توسط بزرگ جمع تفسير مي گردد.  

 

افسانه اَميل و مَميل(AMIL & MAMIL) :  اميل و مميل دو برادر زمستاني هستند و دو نفس دزد و آشكار دارند. "اميل" برادر بزرگتر و داراي نفس "دزد" روز چهل و پنجم زمستان در اثر سرماي زياد هويدا مي گردد و "مميل" برادر كوچكتر داراي نفس "آشكار" روز پنجاه و پنج زمستان كه هوا كمي بهتر مي شود خود را نشان مي دهد .چهل روز كه از زمستان مي گذرد "اميل" (چله بزرگ) به كوه مي رود و زير سنگ سياه و بزرگي مي نشيند. در اين موقع سنگ سياه بر روي او مي افتد و "اميل" قادر به بلند كردن سنگ و بيرون كشيدن خودش نيست. پس همانطور زير سنگ مي ماند.پس از سپري شدن پنجاه روز از زمستان "مميل" (چله كوچك) بفكر برادرش مي افتد و پيش خود مي گويد نكند در كوه براي برادرم "اميل" اتفاقي افتاده باشد؟ از اين رو براي پيدا كردن برادر خود به كوه مي رود.در اين زمان (روز چهارم تا شانزدهم بهمن ) طبق باور مردم هوا خيلي سرد مي شود كه آن را "ششله شش" (shashela_ shash )مي گويند. يعني تلاقي بين شش روز بعد از رفتن "مميل" به دنبال برادرش كه اين دوازده روز هوا بسيار سرد مي شود.  

"مميل" بعد از جستجوي فراوان برادرش "اميل" را در حاليكه تخته سنگي بر رويش افتاده پيدا مي كند. خود را به كنار او مي رساند و هر كاري مي كند نمي تواند تخته سنگ را جابجا نمايد تا برادرش را نجات دهد.از آنجا كه "اميل" داراي قدرت سرماي زيادي است، "مميل" اين قدرت را حس مي كند. از اين رو به برادرش "اميل" ميگويد: اگر من جاي تو بودم كاري مي كردم تا "دايا دور تاوه هشكش بزنه ريش اسبي د لو تژگاه" ( پيرزن كناره تنور از سرما يخ بزنه و پيرمرد كنار اجاق )   

اميل در جواب مي گويد : خودت چرا كاري نمي كني كه در اثر سرما پيرزن در كنار ساج و پير مرد در كنار آتش يخ ببندد و خشك شوند . مميل مي گويد : آخر « لم شوره بهار دوممه» يعني باران بهار دنبالمه و هر كاري بكنم بي فايده است . مميل هرچه تلاش مي كند كه اميل را نجات بدهد ، نمي تواند و چون اميل سرماي زيادي از خود بوجود مي آورد از اين رو مميل طاقت سرماي او را ندارد و مريض مي شود .   

هر دو برادر در كنار هم چند روزي را سپري مي كنند تا اينكه بعد از 60 روز ( پايان دو چلّه ) از زمستان هر دو مي ميرند و بعد از چندي مادرشان (DASHO داشو) كه پير زني كهن سال است بالاي سرشان مي آيد و همين كه با جسد مرده دو پسرش روبرو مي شود فرياد مي زند:اميل مرد و مميل مرد دل وه كي كنم خوش ؟ چومتي بيرم عالمي بزنم تش ( حالا كه اميل و مميل مردن ديگه به كي دلخوش كنم ؟ پس بايد مشعلي بردارم و دنيا رو به آتش بكشم )  سپس مشعل روشني برداشته در هوا مي چرخاند و به سمت دنيا پرتاب مي كند اگر اين مشعل در آب افتاده و خاموش گردد سال بعد سالي سرد و پر باران خواهد بود و اگر اين مشعل در خشك فرو آيد سالي گرم بر زمين چيره خواهد شد. لذا در لرستان زماني كه هوا رو به گرمي مي رود مردم مي گويند : داشو (مادر اميل و مميل) در حال چرخاندن مشعل روشن در هوا مي باشد . 

 

******************

تازه عروس ها و داماد ها نيز در شب يلداي لرستان از قلم نيافتاده و با هداياي ويژه مورد لطف و عنايت خانواده ها و فاميل قرار مي گيرند ، اگر دختري تازه عروس باشد خانواده او هديه اي با مقداري آجيل گندم برشته و ميوه و شيريني جهت شب يلدا به منزل داماد مي آورند و اگر پسر و دختري با هم نامزد باشند، خانواده پسر در شب يلدا هديه اي براي اين دختر به منزل پدرش مي برد.( كه به آن چيلونه cheyonah گفته مي شود  ) 

 

***************** 

 

رسم و بازي شال دُر كني (شال آويزان كردن ) يا چارشو دُر كني (چادر شب آويزان كردن ) يا گلوني دُر كني (سربند آويزان كردن) از محبوب ترين و متداول ترين بازي هاي كودكانه شب يلدا در لرستان است كه بچه ها با گره زدن شال، روسري يا چادر شب هاي زنانه به طناب (چله = ريسمان) ، و آويزان كردن آن از بالاي پشت بام خانه همسايه ها با خواندن اشعاري لري درخواست شيريني شب يلدا از صاحب خانه مي نمايند : 

 

امشو اول قاره _ خير د حونت بواره ( امشب اول زمستونه – خير و بركت به خونه شما بباره )

نون و پنير و شيره _ كيخا حونت نميره ( نون و پنير و شيره – بزرگ خونه شما نميره )

زنت دو كُر بياره - چي ئي به .... كوچكه بياره ( بانوي خونتون دو پسر بزاد -- هديه اي بده .... كوچولو -نام يكي از فرزندان همسايه را مي برند - بياره )

صاحبخانه نيز معمولا مقداري آجيل گندم برشته و ميوه و شيريني در چارشو يا شال آنها مي گذارد و بچه ها ضمن بالا كشيدن آن درمقام تشكر از صاحب خانه با هم مي خوانند:

امشو اول قاره نون و پنير و شيره كيخا حونت نميره

بعضي اوقات صاحبخانه ها براي شوخي و خنده سر به سر كودكان مي گذارند ، ابتدا مقداري سنگ و چيزهاي بي ارزش ديگري بجاي شيريني و آجيل داخل شال آويران بچه ها مي گزارند و بچه ها هم كه معمولا آماده اين شوخي و تفريح اند با ديدن آن با هم دم مي گيرند و اشعار فوق را منفي مي كنند كه :

امشو اول قاره خير ده حونت نواره

نون و پنير و حلوا كيخا حونت لنگ والا

نون و پنير و شيره كيخا حونت بميره 

 

 

نفرات برتر مسابقه حفظ آيه الكرسي 13 آبان 93 

محمد مهدي كرم الهي

امير حسين باجولوند

حسين محمدي

ابوالفضل كمالوند

 

نفرات برگزيده مسابقه حفظ آيه الكرسي

امير محمد حسين پور

فريد مرادي

امير محمد حسيني

حسام مومني

اميدرضا جهانيان

امير رضا اسماعيلي

حسين اميدي

محمد مهدي مرادي نژاد

احمدرضا سبزواري

علي فرهمند

ايليا حاتمي

ماهان كرمي فرد

امير حسن خير الهي

علي بابايي

امير رضا بيرانوند  

هومن طاهر پور

ارشيا لشني زند

علي رضا شاكرمي

علي جافري

سيد امير محمد طاهري

محمد امين عادلي

حسين بابايي

محمد حسين كمالوند فريدي

مهدي نظري

 

با تشكر از مربي قرآن آقاي مهرداد راست پور و مربي پرورشي خانم جابر انصاري

 

 

 

 

اسامي برگزيدگان انتخابات انجمن اوليا و مربيان سال تحصيلي 93/94

 

ماهان كرمي فرد فاطمه  بحرانيان      237 رأي    عضو اصلي

غلامرضا طالعي      198 رأي   عضو اصلي

جمشيد رشيدي      142 رأي    عضو اصلي

رضا شيراوژن          136 رأي    عضو اصلي

محمد صوفي          130 رأي    عضو اصلي

معصومه مرادي       119 رأي    عضو اصلي

منوچهر بازداري       117 رأي    عضو اصلي

مريم نوري زاده        113 رأي   عضو اصلي

شيرين كمالوند        104 رأي   عضو اصلي

 

افشين  صحراكار    102 رأي      علي البدل

فرانك دهستاني         93رأي    علي البدل

زهرا اعتماد            88 رأي         علي البدل

عليرضا بستامي    84 رأي          علي البدل

 

 

 



 

 

89738
مسابقه حفظ  قرآن

 

قرآن كه نشان دهد ره راست   روشنگر  زندگاني  ماست
به مناسبت فرا رسيدن 13 آبان روز دانش آموز مسابقه حفظ قرآن برگزار مي شود.
 پايه تحصيلي  سوره هاي منتخب
 پيش دبستاني  توحيد - عصر - قريش - كوثر - نصر
 اول  توحيد - حمد - عصر - قريش - كوثر - نصر - فيل - فلق
 دوم  توحيد - حمد - عصر - قريش - كوثر - نصر - فيل - فلق - قدر
 سوم  حمد - توحيد - عصر - قريش - كوثر - نصر - فيل - فلق - قدر - كافرون
 چهارم حمد - توحيد - عصر - قريش - كوثر - نصر - فيل - فلق - قدر - كافرون - همزه 
پنجم  حمد - توحيد - عصر - قريش - موثر - نصر - فيل - فلق - قدر - كافرون - همزه - شرح - زلزال - تين 
ششم 

حمد - توحيد - عصر - قريش - كوثر - نصر - فيل - فلق - قدر - همزه - شرح - زلزال - تين - قدر - كافرون - شرح - عاديات - ماعون 

زمان اجراي مسابقه:چهارشنبه 14آبان

زنگ مهر

فرا رسيدن ماه مهر و مهرباني مبارك

 

 

 

هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون (زمر 9)

به نام آنكه جان را فكرت آموخت                       چراغ دل به نور جان بر افروخت

به نام خداوندي كه قلم را آفريد و آن را شايسته سوگند خويش قرار داد. به نام يگانه آفريدگاري كه انسان را به زيور «انديشه» و «تفكر» آراست و او را امانتدار اين وديعه الهي قرار داد و با سلام و درود به اصحاب فكر و فرهنگ و پيشتازان علم و معرفت،بار ديگر فصل روشن «مهر» از راه مي رسد و صحيفه نوراني معرفت با سرانگشت تكاپو ورق مي خورد و دروازه هاي آسماني بينش و دانايي به روي صدها هزار دانش پژوه آغوش مي گشايند.همان گونه كه فروردين نويد بخش حيات مجدد طبيعت است، مهر ماه يادآور شور و شعف و جوشش و كوشش آموزندگان دانش و پرورندگان بينش است.
آغاز سال تحصيلي جديد را به معلمين پرتلاش و دانش آموزان خلاق و آينده ساز كشور تبريك و تهنيت عرض مي نمايد.
با اميد به اينكه با اكسير دانايي و توانايي مرزهاي جديد علم و دانش و پژوهش را درنورديم و با پيوند علم و ايمان، قله هاي رفيع بهروزي و پيروزي و كاميابي را فتح نماييم و با گام هاي مصمم و استوار،  ايران جاويدان را سرافراز و سربلند سازيم.

 

 

 

 

باز مي آيد صداي مدرسه
بانگ شادي هوي و هاي مدرسه
مرغ دل پر مي زند از اشتياق
در هواي با صفاي مدرسه
زنگ تفريح است و خوش پيچيده است
عطر بازي در فضاي مدرسه
بوي مهر و مهرباني مي دهد
ماه مهر و ابتداي مدرسه
از ميان خاطرات كودكي
مي روم تا جاي جاي مدرسه
ناظم مدرسه مي گويد : سلام
بچه هاي با وفاي مدرسه
جايتان در قلب ما ، خوش آمديد
پايتان بر چشمهاي مدرسه
 

 

 

 روز هياهوي دانش آموزان شاد ... روز معلم هاي صبور و مهربان ... روز ناظم هاي دلسوز و مديرهاي دوست داشتني ... روزي كه باز فراش پرتلاش، مي رود به جنگ هر چه غبار.روزي كه همه ديوارها، ميزها و صندلي هاي مدرسه كه از خواب تابستاني بيدار شده اند، به روي اهالي درس و دانش لبخند مي زنند.آغاز رژه منظم كيف ها سر صف هاي صبحگاهي كه مي روند به سمت باغ دانايي.از امروز، قرار است همه ما جايي را بسازيم. مي پرسيد كجا را؟ همان خانه اي را كه با آجر واژه ها ساخته مي شود، همان جا كه پنجره هايي از جنس برگ هاي سبز و زنده دارد، همان جا كه وقتي آباد است كه با كتاب خواندن و ياد گرفتن، تر و تازه شده باشد، خانه دل هايمان را مي گويم.پس همه شما امروز به مدرسه مي رويد كه دل هاي نازنينتان را آبي بزنيد، از روي شيشه هايش گرد و خاك ناداني را پاك كنيد و اين خانه ارزشمند را صفايي بدهيد. به گل ها و سبزه ها دستي به نوازش بكشيد و روز تولد مدرسه را جشن بگيريد.كاش هميشه دانش آموز بمانيم! كاش هر سال، اول مهر كه مي شود، همين طور هيجان زده، منتظر صداي زنگ آغاز سال تحصيلي جديد، در پوست خودمان نگنجيم.
كاش قدر معلم هاي صميمي را بيشتر بدانيم!

 

 

 

آغاز توانستن: تقديم به معلماني كه"الف" آغاز را به ما آموختند.

نمي دانستم.
هيچ چيز نميدانستم 
و نمي دانستم كه نمي دانم،
اما تو مي دانستي و مي توانستي
و همين بس بود كه دستهايم را بگيري
و در كلاس مهربانيت بنشاني
و نخستين حرفهايم را برايم هجي كني.
ازآن به بعد در كلاس تو
- كه به اندازه همه خوبي ها وسعت داشت-
مي نشستم و از پنجره نگاهت
آسماني را مي ديدم كه آرزوهايم را
چون خورشيدي روشن در بر گرفته بود.
چه خوب بودي تو. چه ساده،چقدر مهربان!
و من در چشمهايت مهري مي ديدم
كه بوي دامن مادر را مي داد،
وقتي كه ريحان مي چيد
و بوي دستهاي پدر را،
وقتي كه خسته از كار بر مي گشت،
وضو مي گرفت، و در گوشه ايوان نماز مي خواند.
آن قمري قشنگ
كه هميشه پشت پنجره مي نشست
و خبرهاي خوب كلاس را براي مادرها مي برد
هنوز هست!
و آن كلاغ پير كه خبر چين بديها بود.
من از كتاب چه مي فهميدم!؟
من از شعر،چه مي دانستم؟
من داستان نديده بودم!
من خاطره نچشيده بودم!
من با همه اينها
در كلاس تو دوست شدم
و با تو در كلاس مهرباني.
يادت هست نوشتي : ابر ... باران باريد!
نوشتي:آب ... سيراب شدم!
نوشتي:بهار... درخت ها برخاستند!
نوشتي:رود ... درياها موج برداشتند!
و من فهميدم كه دانستن آغاز توانستن است.
افسوس نماندي
تا برگهاي دفتر خاطراتم را بخواني
حرفهايم را بشنوي
و غلط هاي ديكته زندگيم را درست بنويسي.
هنوز در خاطره آن روزم
كه همبازي كودكي هايم  شدي
تا از پله هاي نوجواني بالا بيايم
و جواني ام را به تماشا بنشينم.
هنوز حرفهايت پرده هاي دلم را مي نوازد
و صدايت در كلاس خيالم مي پيچد:
"آن مرد،با اسب آمد.
آن مرد در باران آمد."
هنوز چشم انتظار آن روزم
كه آن مرد با اسب بيايد
و در باران اشكهايم،تن بشويد
و راه چون تو شدن را، به من بگويد

اي معلم خوبي ها.....  

 


 

بارالها! به سوي تو آمده ام تا دريابي ام، در اين بي سر و سامانْ بازار دنيا. به سوي تو آمده ام تا از تو مدد جويم؛ ياري طلبم و بخواهم كه مرا به خود وانگذاري؛ كه من پوچم بي تو!اكنون كه در آستانه شروع ماه مهر هستيم و سال علم آموزي جديدي پيش روست، از تو مي خواهم مرا ياري كني تا در مسيري گام بردارم كه مروّج علم و آيين تو باشم.
ياري ام كن تا همواره در آموختن، حريص باشم و در ترويج آموخته هايم، سخي.ياري ام ده تا بياموزم آنچه را تو مي پسندي و دوري جويم از آنچه ناپسند توست.كمكم كن قلم كه در دست مي گيرم، به ياد تو باشم و آنچه مي نگارم، مورد رضاي تو باشد. بر صفحه تاريك دلم با قلم الهي ات نقشي بزن كه تا زنده ام، به اينكه موجودي مفيد فايده در هستي بي پايانت بوده ام، به خود ببالم.در اين ماه مهر، از مهر بي كران خويش باز هم به من ببخش و اين آغازِ دوباره را برايم آغازي مبارك رقم بزن.به لطف و كرمت، يا ارحم الراحمين!

 

 

 

 

افتخار آفرينان مجتمع آموزشي غير دولتي پارس انديش در آزمون نمونه دولتي 93

 

تعداد كل 78 نفر - تعداد قبولي - 21 نفر

 

پارسا احمدي

يزدان خديش

ياسين والي زاده

كيارش نوري

ارشيا شمس

اميررضا شفيعي

بهداد مرادي

آرمان محمودي

سبحان احمدوند

سپهر جافريان

محمد مهدي بهاروند

علي رحمتي

 شايان حلاجي

محمد مهدي فتاح

راشين كرميان

حنان دريكوندي

 امير حسين علي پور

شايان بستامي

 عليرضا نوروزي

علي بيگي علمي

 

 

  افتخار آفرينان مجتمع آموزشي غير دولتي پارس انديش در آزمون استعدادهاي درخشان 93

 

  پسران -تعدادكل 72 نفر-تعدادقبولي 10 نفر - درصد قبولي 13/88

دختران -تعدادكل 19 نفر - تعدادقبولي 6 نفر - درصد قبولي 31/57

 

 پارسا احمدي

محمد مهدي بهاروند

سپهر جافريان

يزدان خديش

محمدرشيدي

علي رحمتي

آرش كائيد

شايان متين فر

كيارش نوري

ياسين ولي زاده

آتوسا بهرامي

حانيه حواسي

نرگس رازاني

پرنيان ستايش

پارميدا شريفي

بهار قادر يگانه

 

 با تشكر از مدرسان عزيز 

آقاي محمد زيوداري - آقاي اكبر پور جمشيد - آقاي امير پيرحياتي - خانم مهناز نظري

 

 

 


 

دانش آموز عزيز علي رشيدي

كسب مقام برتر مسابقات طرح مهارت خواندن در مرحله شهرستان

را به شما و خانواده محترمتان تبريك مي گوييم.

اميد است در تمامي مراحل زندگي موفق و سربلند باشي.

  

 

 

 

 

 

    قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب

 

 

قصه شماره يك 

قصه شماره دو   

قصه شماره سه 

قصه شماره چهار 

قصه شماره پنج

 

 

 

 

اطلاعات عمومي يك 

اطلاعات عمومي دو  

 

 

بازي فكري ادم خوارو كتاب خوان  

 

 

 

 

چيستان شماره1

  چيستان شماره2 

 

 

 

آموزش نقاشي

 

نهنگ

 حلزون

گربه

 دلفين

 فيل

  

  

http://www.irankulturevi.com/turkce/iran/iranfile/mainpage2.jpg

ايران تو مثل مادر

ما فرزندانت هستيم

با دل هاي پراميد

بر دامنت نشستيم

روزهايت آفتابي

شب هايت  پرستاره

كاشكي باران رحمت

بر خاك تو بباره

 

 

 

  شعر كودكانه خورشيد خانم,شعر كودكانه,شعر براي كودكان

 

خورشيد خانم

 

از پشت كوه دوباره

خورشيد خانوم در اومد

 

 با كفشاي طلا و

پيرهني از زر اومد

 

 آهسته تو آسمون

چرخي زد و هي خنديد

 

 ستاره ها رو آروم

از توي آسمون چيد

 

 با دستاي قشنگش

ابرا رو جابه جا كرد

 

 از اون بالا با شادي

به آدما نيگا كرد

 

 دامنشو تكون داد

رو خونه ها نور پاشيد

 

 آدمها خوشحال شدن

خورشيد بااونها خنديد...

  

  

 

 

 


�†�´�§�†ي: �®�±�… �¢�¨�§�¯.�¾�§�±�ƒ �µ�®�±�‡ �§ي.�¨�„�ˆ�§�± �§�³ت�§�¯ �²�±ي�† �ƒ�ˆ�¨.�¨�§غ �ƒ�´�§�ˆ�±�²ي - ت�„ف�†  3-33333001

آدرس : خرم آباد.پارك صخره اي.بلوار استاد زرينكوب.باغ كشاورزي
تلفن : 33333001
دورنگار : 33333004
رايانامه : info@parsandish.sch.ir